السيد الطباطبائي

592

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

خود عقل و تعقّل ، فكر و تفكّر ، علم و تحقيق علمى ، با هزار زبان مى گويد : چگونگى پيدايش پديده هاى امرى خارج از موضوع علم است . اگر علامه مجلسى به جاى « روح حيوانى » عبارت « روح انسانى » مى آورد ، سخنش به طور تامّ يك باور ارسطوئى مى گشت . اما باورى كه بر اصول باطل زير مبتنى است : 1 - خداوند مصدر است . - در مباحث پيش به شرح رفت كه هر مصدرى به هر تاويل و با هر توجيه و با هر تصور ، مركب است . 2 - آن پديد اوليه كائنات از وجود خود خدا صادر شده است . - و بيان شد هر « صدور » لازم گرفته كه مصدر آن تجزيه شود . 3 - فرضى خيالى و بى دليل سوم شان كه عبارت است از عقول عشر تخيلّى . 4 - منحصر كردن كار خدا فقط به جريان خلق و نظام لوله كشى شد علّت و معلول ، و غفلت از كار امرى خدا . 5 - همان انحصار لازم گرفته كه خداى شان علّت شود و لازم آن نيز موجب بودن خداى شان است كه در مباحث پيش به شرح رفت . 6 - 7 - 8 و ده ها اصل باطل و ضد عقل ديگر . در مبحث بعدى كه بلافاصله مى آيد ، باز دربار روح حيوانى انسان ، و روح انسانى ، بحث خواهد شد . استدراك : آنان كه معتقد هستند روح در اثر حركت جوهرى در بدن و از بدن پيدايش مى يابد و شعارشان « الرّوح جسمانية الحدوث و روحانية البقا » است از آن جمله مرحوم علامه طباطبائى ، به « تعدّد روح ها در وجود انسان » قائل نيستند . پس مراد طباطبائى ( ره ) از روح حيوانى و روح انسانى ، در اين سخنش چيست ؟ به عبارت ديگر : آنان در وجود انسان فقط به يك روح معتقد هستند و تعبيرهائى از قبيل نفس امّاره ، نفس لوّامه ، كه در قرآن آمده را به مراتب كمال و عدم كمال آن روح واحد ،